ذبيح الله صفا

901

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

درستى تاريخ نخستين يعنى 1021 را ثابت مىكند . او را در محلهء تاجپورهء احمدآباد به خاك سپردند . گورش برجاست و گنبدى بر آن ساخته‌اند . تقى الدين اوحدى گويد : « مير فايض كه داماد و پسرخواندهء اوست ، در تاريخ وفات وى يافته : خسرو نظم نظيرى كه خرد * گر نظيرش كند انديشه خطاست گرم هنگامه ازو بود كلام * شد دل افسرده چو از جا برخاست بود ملك نكت آراسته زو * چون مدارى كه ز مركز آراست تا ازو بزم سخن خالى ماند * نغمهء نظم همه وااسفاست بىسخن تا ابد ار چه بسخن * مركز هستى او پابرجاست چون شد از مركز هستى بيرون * در مدارى كه فنا عين بقاست چرخ سرگشته بتاريخش گفت * « مركز دايرهء بزم كجاست » ( - 1021 ) اين مير فايض نظيرى يكى از سه دختر نظيرى را بزنى داشت و يكى از اوصياى سه‌گانهء آن استاد بود و خود دو سال پس از نظيرى بسال 1023 درگذشت . از ماده تاريخهاى ديگر هم كه دربارهء سال مرگ نظيرى سروده‌اند [ مانند « ز دنيا رفت حسان العجم آه » كه در مخزن الغرائب آمده و « علم بكوى ابد زد پيمبر شعرا » كه فخر الزمانى در ميخانه نقل كرده ] همين سنهء 1021 بدست مىآيد . نظيرى به علت اشتغال به پيشهء بازرگانى و بهره‌مندى از بخششهاى كلانى كه در برابر قصيده‌هاى او مىشد ، زندگى را با تعيّن مىگذرانيد و در شمار خواجگان بود . به همين سبب ملا عبد الباقى نهاوندى او را در مآثر رحيمى در رديف امرا جاى داده است . پيشى داشتن وى بر شاعران بزرگ ديگرى كه از ايران بهند آمده و ستايش خانخانان و جلال الدين اكبر كرده‌اند نيز در احراز اين مرتبهء ظاهرى بىاثر نبود . نظيرى بر مذهب دوازده‌امامى و در عقيدت خود استوار بود و كسانى